کارت دعوت

کارت دعوت میفرستم ***************************** در خونت******************

************** تا بیای توی ختم ************************عاشق دیونت**********

 ************************* تو که رفتی عاشقت ******************* دق کرد و مرد*

*****************تنها و غریب و بی کس ****************جون سپرد**************

سر مزارش که میای ******************** رخت عزا نکن تنت

 *************** گریه نکن فایده نداره **********************دیگه  گریه کردنت

**** بگو گناه اون چی بود ظالم *****************بجز یه عشق پاک

**** دیگه اونا صدا نزن *********بذار بخواب زیرخاک

به تو گفته بود نباشی میمیره *************************  جای تو مرگ و تو آغوش میگیره

اما تو حرفاشو باور نکردی ****************************  نمیدونی که تو با دلش  چه کردی

قرار آخر

این آخرین قرار ماست واسه همیشه من میرم

                                                                   میرم قول میدم بهت دیگه سراغ تو نگیرم

 باشه میرم اما نگو قسمت نبود خدا نخواست

                                                                 نگو که راه منو تو همه میگن از هم جداست

پا می ذارم رو دلم تا حل بشه مشکلم

                                                                  از روی اجبار میرم اگر چه بی تو میمیرم

می سپارمت دست خدا می گذرم از حق خودم

                                                                  اما گناه من چی بود این همه عاشقت شدم

خودت نخواستیو نذار به پای سرنوشت

                                                                   دستای بی رحم تو بود آخر قصه رو نوشت

حالا چی کار کنم بگو با این همه دلبستگی

                                                                       نه دیگه تو حرفی نزن چیزی نداری که بگی

10 اشتباه قرارهای ملاقات عاشقانه

 

1.      خود را بی‌خیال نشان دادن

این راهکار معمولاً به یکی از این دو دلیل استفاده می‌شود. اولین دلیل محافظت از نفستان است. درمورد قرارهای ملاقات عاشقانه، همه آدم‌ها به طریقی از طرد و رد شدن می‌ترسند. وقتی تظاهر می‌کنید خیلی درگیر نیستید باعث می‌شود احساس امنیت کنید اما ممکن است از نظر طرف مقابل کناره ‌گیر و بی‌خیال بیایید و همین او را دلسرد می‌کند. ایجاد تعادل بین نشان دادن علاقه و حفظ آرامش بهترین راهکار است. یک دلیل دیگر که باعث می‌شود افراد ملاقات را به بازی بگیرند، به دست آوردن چیزی است که می‌خواهید، چیزی که اگر مستقیم آن را عنوان کنید به دست نمی‌آورید. مثلاً، اینکه به یک نفر بگویید عاشقش هستید تا با شما آشنا شود و بعد دیگر به او حتی یک تلفن هم نزنید. این نوع سرکار گذاشتن کاملاً غیرقابل ‌قبول است و موجب یک رابطه سالم نمی‌شود. اشکالی ندارد که بهترین شکل و شخصیت خودتان را به طرف مقابل نشان دهید و کمی محتاط باشید اما باید جرات داشته باشید و خود واقعیتان را به طرف مقابل نشان دهید.

 

2.      حرف زدن زیاد از حد از روابط قبلی

بااینکه این قبیل اطلاعات در یک نقطه از رابطه بالاخره ردوبدل می‌شوند اما نباید در اولین مراحل رابطه با جزئیات کامل درمورد آنها بحث شود. شما می‌خواهید طرف مقابلتان را بیشتر بشناسید و این برای هر دوی شما یک شانس برای شروع دوباره است. به دنبال کشیدن خاطرات گذشته و وارد کردن آن به رابطه جدیدتان اصلاً کار درستی نیست. اگر خاطراتی از روابط گذشته دارید، بهتر است قبل از انیکه یک رابطه جدید را شروع کنید، نزد مشاور بروید و مشکلتان را حل کنید، حداقل تاحدی که به واکنش‌ها و قضاوت‌های شما در رابطه جدید تاثیر منفی نگذارد.

 

3.      خیال‌پردازی کردن درمورد آینده

مردها معمولاً استاد به بازی گرفتن قرار اول هستند اما خانم‌ها درمقابل استاد خیال‌پردازی کردن هستند. اگر می‌بینید که هنوز از قرار سومتان نگذشته فرد را در فکرتان برای ازدواج بررسی می‌کنید، بهتر است به خودتان یادآور شوید که خیلی تند نروید. در 3 تا 6 ماه اول رابطه، شما با اکسی‌توسین رابطه را می‌گذرانید، همان ماده‌‌ای که در شکلات وجود دارد. این ماده حس شادی و خوشحالی ایجاد می‌کند که در کنار عاشق شدن می‌آید. مغز شما را این ماده فرح‌ بخش دزدیده و توانایی شما را برای خوب فکر کردن گرفته است. تازمانیکه نتوانسته‌اید یک نفر را خوب بشناسید و در موقعیت‌های مختلف واکنش‌ها و رفتارهای او را مشاهده کنید، به نفعتان است که تصمیم جدی درمورد او نگیرید. به آن تصوری که از آن فرد در خودتان ساخته‌اید بسنده نکنید. این باعث می‌شود انتظارات غیر واقعبینانه در خود شکل بدهید که موجب ناکامی و ناامیدی‌های آتی می‌شود.

 

4.      درگیر شدن به جزئیات

این یکی از متداول‌ترین اشتباهات آنهایی است که همیشه نگران هستند. نگرانی می‌تواند یک عادت عمومی باشد اما اینجا منظور نگرانی درمورد رابطه است: نگرانی از اینکه طرفتان چه گفت، نگرانی از اینکه منظورش چه بود، نگرانی از اینکه شما چه واکنشی به آن داشتید، نگرانی از اینکه اگر رابطه ‌تان خوب پیش نرود، نگرانی از اینکه اگر خوب پیش برود چه، اینکه والدینتان چه واکنشی خواهند داشت و ....اضطراب اعصابتان را خرد خواهد کرد و باعث می‌شود آنطور که باید جذب طرف مقابل نشوید.  سعی کنید اعتماد به ‌نفس داشته و مطمئن باشید که اگر قرار باشد آن رابطه خوب پیش برود، می‌رود.

 

5.      نادیده گرفتن علامت‌های هشدار

اگر طرف ‌مقابل جایی که قرار داشتید جاضر نشد این یک علامت هشدار است. اگر اجازه نداد که به خانه‌اش زنگ بزنید، یک علامت هشدار دیگر است. علامت‌های هشدار زیادی وجود دارد که ممکن است وسوسه شوید نادیده‌شان بگیرید، مخصوصاً اگر دوست داشته باشید که آن رابطه را پیش ببرید. بااینکه نباید بدون شواهد و مدارک کافی زود با اولین مشکل قضاوت کنید، اما اگر این رفتارها تکرار شود دیگر قابل توجیه نیستند. زود با این مشکلات برخورد کنید و وقتتان را هدر ندهید.

 

6.      استنطاق کردن

"دوست داری چند تا بچه داشته باشی" اصلاً جمله خوبی برای شروع نیست. می‌خواهید علاقه‌تان را با پرسیدن درمورد چیزهایی که دوست دارد و ندارد نشان دهید اما نباید کسی را برای گرفتن اطلاعات تحت فشار بگذارید. اجازه دهید با جلو رفتن زمان بیشتر درمورد آن فرد اطلاعات کسب کنید. اینجا نیاز به صبر و  خویشتن‌ داری است.

 

7.      خودداری از صمیمیت

در قدیم خانم‌ها از ترس تعهد زود صمیمی می‌شدند اما جامعه امروز الزامات و انتظارات زیادتری دارد که باعث می‌شود تصمیمگیری درمورد اینکه کسی به دردمان می‌خورد یا نه سخت شود. نمی‌توانیم یکجا بند شویم و مدام دنبال فرد بهتر هستیم. ترس از آسیب دیدن، خیانت دیدن یا طرد شدن هم به همان میزان بالا می‌رود به همین دلیل تا رابطه کمی روی غلطک می‌افتد سریع صحنه را ترک می‌کنیم. اگر ترس از تعهد یک مانع است، بهتر است کمی روی عاداتتان کار کنید تا روابطتان.

 

8.      عجله برای شروع کردن، عجله برای تمام کردن

در عشق بی‌پروا هستید؟ آیا برای اینکه فقط بفهمید آب سرد است در عمق دریا شیرجه می‌زنید؟ پس این اشتباه مال شماست. اینکه خیلی زود خودتان را درگیر کنید یک علامت هشدار بزرگ است. اگر این عادت را دارید، پس باید قدم ‌هایتان را بشمارید و باملاحظه‌تر رفتار کنید. اگر هم معمولاً عاشق کسانی می‌شوید که این اخلاق را دارند، این شما هستید که باید سرعت رابطه را کمی کمتر کنید یا اینکه اصلاً آن رابطه را دنبال نکنید.

 

9.      صادق نبودن درمورد نیازها

اینکه تظاهر کنید همه چیز عالی است فقط برای مدتی اثر دارد. جرات داشتن یک مهارت خیلی عالی برای آنهایی است که برای یک رابطه بزرگانه آماده‌اند. تازمانیکه نتوانید نیازهایتان را مستقیماً مطرح کنید، رابطه‌ بچگانه‌ای را دنبال می‌کنید. جرات داشتن و رک و راست بودن به این معنی نیست که در رابطه رئیس‌بازی دربیاورید یا زیاده‌خواهی کنید. فقط باید بتوانید نیازهایتان را مستقیم و بی‌خجالت مطرح کنید تا بتوانید رابطه موفقی داشته باشید.

 

10.  ازخود گذشتگی زیاد برای رابطه

اگر احساس می‌کنید که بیشتر از آنچه که برای جلب توجه کسی مایه می‌گذارید، در این رابطه خرج می‌کنید، پس باید بدانید که این از خود گذشتگی‌ها بیش از اندازه است. معمولاً آدم‌ها وقتی اعتمادبه‌نفسشان پایین باشد این رفتار را دارند. باید اینقدر برای خودتان ارزش بگذارید که نیازهای خودتان را هم درست مثل نیازهای طرف‌مقابل محترم بشمارید. این یعنی داشتن یک رابطه متعادل. یک رابطه موفق همیشه باید دوطرفه باشد و دو طرف به همان اندازه که دریافت می‌کنند باید مایه بگذارند.

اگر فکر می‌کنید در رابطه‌ای هستید که مزایای زیادی دارد اما نقاط ضعفی هم دارد که باید اصلاح شود، بهتر است به دنبال راه‌های موثر برای حل این مشکلات و تضادها باشید. مشاوره راه خوبی برای کنترل و هدایت مشکلات روابطتان است.

صحنه تصادف

سلام به همه دوستانی که میان وبلاگمو بمن سر میزنن با نظراتشون راهنماییم میکنن

امروز واسه کاری از خونه زدم بیرون ایستگاه مترو ۴راه ولیعصر پیاده شدم داشتم تو

خیابون ولیعصر میرفتم که بالاتر از پاساژ رضا یه صحنه دلخراش دیدم یه ماشین پژو با

یه موتوری تصادف کرده بود خدارو شکر کسی فوت نشده بود ولی سرنشینان

موتورافتاده بودن تو پیاده رو ازیکیشونم داشت خون میرفت از پاش اون نفر دیگه هم

داشت دادو فریاد میکرد مردم دورشون جمع همه داشتن نگاه میکردن ۱ماشینم از

اداره راهنمایی رانندگی اونجا کنارشون بود جالب نیروهای راهنمایی رانندگی هم

وایستاده بودن داشتن تماشا میکردن انگار دارن قسمتی از فیلم و فیلمبرداری

میکنن همه جای دنیا وقتی پلیش میرسه اولین کاری که میکنه زنگ میزنن اورژانس

اما اینجا انگار نه انگار تصادف شده از بنده خدا داره خون میره واقعاْ خدمت گذاری

یعنی این حالا معلوم نیست کی آمبولانس امده کی رسیدن بیمارستان بگذریم ایران

دیگه نمیشه کاریش کرد حالا بنظر شما این همه تبلیغاتی که تلویزیون قربونش برم

میکنه از اینکه پلیس حامی راننده و جان آدماس درسته     

هفت خوان دهه شصتی ها!

برخی از مورخان و کارشناسان که اکثرا دهه ی هفتاد به بالا بودند اخیرا کشف کردند دهه ی شصتی ها خوشبخت ترین انسان هایی بودند که بعد از آدم و حوا پا به این کره ی خاکی گذاشتند.

بر اساس این یافته ها دهه ی شصتی ها از تولد تا بعد از وفات 7 خوان را می گذرانند. (البته برخی را گذرانده اند.) خوان هایی که همواره با ناداوری ها از آن سربلند بیرون آمده اند!
 
 
خوان اول: بحران پوشک و شیرخشک
در دهه ی شصت اصطلاحی بین زوج های جوان وجود داشت، آنها می گفتند: «بچه که عمر و نفسه ده تاش کمه، هزارتاش هم بس نیست!»
در همین راستا و همچنین در راستای نبود سینما، پارک و … برای گذراندن وقت در انتهای شب در بیرون از منزل، کانون های خانواده گرم و گرم تر شدند، آنقدر گرم که برخی محققین بر این عقیده هستند که گرم شدن زمین و آب شدن یخ های قطب شمال و جنوب نتیجه ی اقدامات انجام گرفته شده در دهه ی شصت می باشد.

 

 
 
دهه ی شصتی ها بسیار خوش شانس بودند، زیراکه به دلیل افزایش کمّی شان با بحران پوشک مواجه شدند، آن زمان هم مثل الان چینی ها مهربان نبودند که هر چیزی که کم داریم برایمان صادر کنند، در نتیجه به طور متوسط هر دهه ی شصتی هفته ای فقط یکی دو روز پوشک می بست و در باقی ایام هفته در آزادی کامل به سر می برد؛ البته این دهه ی شصتی ها از همان ابتدا نیز جنبه ی آزادی را نداشتند و با اعمالی که بر روی گل های قالی انجام دادند باعث بدنامی فرش های دستبافت ایرانی در سطح بین الملل شدند و کاهش صادرات فرش دستباف در این روزها نتیجه ی اقدامات نادرست دهه ی شصتی ها در آن زمان می باشد!
در کنار این بحران ، بحران شیر خشک هم مزید بر علت بود تا  آنها با دست و پنجه نرم کردن با این بحران ها در کودکی امروز آماده ترین نسل حاضر برای اجرایی شدن طرح هدفمند کردن یارانه ها می باشند!

 

 
 
خوان دوم: مدرسه
دهه ی شصتی ها کلا خوش به حالشان بود، در کلاس های شونصد نفره درس می خواندند، آخرین یافته های علم آمار و احتمال نیز ثابت کرده هر چه تعداد دانش آموزان یک کلاس بیشتر باشد احتمال اینکه معلم از دانش آموزی درس بپرسد کمتر است؛ البته این اصل در مورد دهه ی شصتی ها صدق نمی کرد زیرا تا معلم اسامی بچه ها را می خواند تا حضور و غیاب کند وقت یک ساعت و نیمه ی کلاس تمام می شد.

 

 
 
خوان سوم: دانشگاه
کلاً مسئولان هوای دهه ی شصتی ها را خیلی داشتند، مدام برایشان سدسازی می کردند، یکی از این سدهای سخته شده در آن سال ها «سد کنکور» نام داشت که البته به جای آب پشت آن «داوطلب» جمع می شد؛ مزیت سد کنکور به سدهای دیگر این بود که اصلا سوراخ نمی شد و لازم نبود کسی پتروس بازی دربیاورد و تا یک ماه انگشتش آبسه کند!
دهه ی شصتی ها در پشت این درب روزهای بسیار خوشی را گذراندند و روزها و شب های بسیاری را با «تست های 4 گزینه ای» هم آغوش شدند، و در انتها نیز به جنگ غول کنکور رفتند.
مسئولان در یک اقدام ژرف نگرانه و آینده بینانه از غول کنکور دعوت کردند تا بیاد و با دهه ی شصتی ها به عنوان یک بازی تدارکاتی دست و پنجه نرم کند تا دهه ی شصتی ها آمادگی پیدا کنند در سال ها بعد با غول های بزرگتری همچون غول تورم و بیکاری و مسکن و … مبارزه کنند!

 

 
 
 
 
خوان چهام: کار
دهه ی شصتی ها کم کم از دانشگاه بیرون آمدند، البته خودشان چندان تمایلی به بیرون آمدن از دانشگاه نداشتند اما دهه ی هفتادی ها آنقدر وارد دانشگاه شدند که دیگر در دانشگاه جایی نمانده بود و دهه ی شصتی ها از آنطرف دانشگاه بیرون افتادند!
فرصت های کاری بسیار بالایی برای آنها وجود داشت، از آبیاری گیاهان دریایی و گردگیری میز رایانه گرفته تا آسفالت سابی و متر کردن عرض خیابان ها.

 

 
 
خوان پنجم: ازدواج
همان طور که دهه ی شصتی ها سنشان بالا می رفت ازدواج هم سنش بالا می رفت، در همین راستا اکثر کارشناسان معتقد هستند دلیل بالا رفتن سن ازدواج نه بیکاری است و نه گران بودن مسکن، بلکه تنها دلیل بالا رفتن سن ازدواج، بالا رفتن سن دهه ی شصتی ها می باشد!
 
 
 
خوان ششم: عزرائیل
در همین راستا پیش بینی می شود دهه ی شصتی ها بسیار بسیار زیاد عمر کنند، زیرا همه ی آنها با هم به دنیا آمده اند و در نتیجه همه با هم بزرگ شده اند پس همه تقریبا در یک بازه زمانی فوت خواهند کرد؛ عزرائیل یحتمل در آن زمان که دهه ی شصتی ها به زمان مرگشان برسند آنقدر سرش شلوغ خواهد شد که دیگر بدون وقت قبلی جان کسی را نمی گیرد و در نتیجه دهه شصتی ها چند سالی را در وقت اضافه سپری خواهند کرد.

 

 
 
خوان هفتم: آن دنیا!
بالاخره نمی شود همه چیز به کام دهه ی شصتی ها باشد، یحتمل آنها در آن دنیا با مفهوم کمبود امکانات مواجه خواهند شد، پیش بینی می شود در آن دنیا به همه ی روح های دهه ی شصتی بال نرسد و برخی از روح های دهه ی شصتی نتوانند در آسمان پرواز کنند

 

سخنان فوق سري پشت پرده آبي

 

ActiveDaneshjoo.Net --  اگر عکس باز نشده show pic یا  Reload کنید

‏ تا به حال به این موضوع فکر کرده بودید وقتی یک رییس جمهور در سفر است چگونه می تواند اطلاعات محرمانه را بدون نگرانی از شنود دریافت کند؟ این تصویر باراک اوباما است در سفر به برزیل
و در یک هتل که مشغول یک گفتگوی فوق سری در مورد لیبی است. ‏



وقتی مهمان کشور دیگری باشید
برای داشتن یک گفتگوی محرمانه مشکلات مختلفی وجود دارد.
چطور می توانید اطمینان داشته باشید که دستگاه های شنود قدرتمند
از فاصله دور مشغول گوش کردن به سخنان محرمانه شما نیستند؟ ‏

در این تصویر می بینید یک پرده آبی رنگ به دور فضای مذاکره کشیده شده است.
متخصصان امنیت به جای کشیدن یک دیوار فولاد و بتن
از یک پرده مخصوص سبک استفاده می کنند که به راحتی می توان آن را در اتاق هتل برپا کرد. ‏

این پرده دیواری مجازی از امواج الکترونیکی ایجاد می کند
که به هیچ نوع موجی اجازه ورود یا خروج نمی دهد.
خود پرده هم از ماده محرمانه ای ساخته شده است. ‏

تنها چیزی که می تواند از این اتاق خارج شود
امواج تلفن تصویری مخصوصی است که آن هم به صورت رمز نگاری منتقل می شود
تا در مسیر قابل شنود نباشد.
این تلفن هم از طریق یک ماهواره اطلاعات خودش را منتقل می کند.
همانطور که می بیند تلفن هم بی سیم نیست
چرا که امکان شنود امواج بیسیم تلفن ها وجود دارد
بنابراین مقامات مهم از تلفن های مخصوصی استفاده می کنند که کاملا شبیه تلفن های قدیمی هستند. ‏


البته لایه های دیگر امنیتی هم وجود دارد.
تعدادی گارد امنیتی ویژه با ابزارهای مخصوص بیرون این اتاق و فضای اطراف وجود دارند.
آنها نظارت می کنند تا کسی در حال جاسوسی اطلاعات نباشد. ‏

هزینه به راه انداختن این اتاق های امن برای گفتگوهای محرمانه
بسته به میزان امنیت مورد نیاز بین
۲۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار به ازای هر متر مربع است.
البته تیم امنیتی مسوول می گوید
این سیستم را نمی توان
۱۰۰ درصد امن فرض کرد.
ما آن را
۹۹.۹
درصد امن می دانیم.

گناهان با ما چه می کنند؟!


گناه
 

گرفتاری‌هایی که دراین دنیا دامنگیر انسان می شوند یا مکافات عمل هستند و یا برای امتحان، برای تعدادی پایه ترقی و تکامل است و برای گروهی تخفیف کیفر اخروی،صورت اخیر لطفی است از طرف خداوند برای گناهکاران تا از مجازات اخروی آنها کاسته شود و ممکن است در این دنیا پاک گردند و به سرای باقی سفر کنند.

در قرآن با واژه‌های گوناگونی از گناه یاد شده است: ذنب، اثم، سیئه، معصیت، خطیئه، جرم، منکر، فاحشه، شر و….

خداوند در یک جا از قول گناهکاران بیان می‌دارد: «… وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا كَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا ؛ به او می‌گویند: ای وای بر ما! این چه نامه‌ای است که هیچ [کار] کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته ، جز این که همه را به حساب آورده است .» (سوره کهف، آیه 49)

روایات بسیاری نیز این تقسیم بندی را بیان داشته‌اند و فرموده‌اند:انجام دهنده گناهان کبیره به دوزخ می‌رود.1

گناهان بدنی و جسمی، گناهانی هستند که انسان با یکی از اعضای بدن آن را انجام می‌دهد. مثل: غیبت، زنا ، دزدی، فحاشی و… و گناهان غیر بدنی آنهایی هستند که آدمی در دل و ضمیر خود آنها را انجام می‌دهد. مثل: حسد، کینه، بخل و….

تعدادی از علما و اساتید اخلاق گناهان کبیره را تا چهل مورد برشمرده‌اند.2 لیکن در بعضی موارد و مواقع گناهان صغیره به گناهان کبیره تبدیل می شود و گناه انسان سنگین‌تر می‌شود و حکم همان گناهان کبیره را دارد.مثلاً: اصرار بر گناه صغیره،کوچک شمردن گناه،تظاهر به گناه،خشنودی از گناه و مغرور شدن به ستر الهی.

 

آثار گناه

1. مانع معرفت است

یکی از موانع معرفت، گناه است که بر عقل و فطرت تأثیر گذاشته و باعث انحراف از حق و ظرافت‌های خلقت می‌گردد. «وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ ؛ ولی دل‌هایشان سخت شده و شیطان آنچه را انجام می‌دادند برایشان آراسته است».(سوره انعام، آیه 43)

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:«اذا اذنب الرجل خرج فی قلبه نکتةسوداء فان تاب انمحت و ان زاد زادت حتی تغلب علی قلبه فلا یفلح بعدها ابداً؛ هنگامی که انسان گناه می‌کند، نکته سیاهی در قلب او پیدا می‌شود، اگر توبه کند محو می‌گردد و اگر بر گناه بیفزاید زیادتر می‌شود تا تمام قلبش را فرا گیرد و بعد از آن هرگز روی رستگاری را نخواهد دید».3

 

2. مانع استجابت دعاست

یکی از عوامل مهمی که باعث می‌گردد ارتباط بنده با خدا قطع گردد و توفیق دعا خواندن واستجابت از او گرفته شود، انجام دادن گناه است.

در دعای کمیل می‌خوانیم: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا ؛ خدایا! بیامرز گناهانی را که از دعا جلوگیری می‌کنند».

هر که را پاک باشد ز اعتدال
آن دعایش می‌رود تا ذوالجلال

و باز حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: «المعصیة تمنع الاجابة ؛ گناه از اجابت دعا جلوگیری می‌کند.»4

حضرت علی (علیه السلام) در دعای کمیل می‌فرماید: «اللهم اغفر لی الذنوب الّتی تغیر النعم؛ خدایا! بیامرز گناهانی را که باعث تغییر نعمت‌ها می‌شوند»

 

3. مانع آرامش خاطر است

آدمی بدنبال سعادت است، هر چیزی که آسایش و آرامش او را بهم بزند، مانع کسب سعادت می شود. آرامش و آسایش خاطر تنها در سایه ایمان به خدا و توجه به او و بی‌توجهی به دنیا بدست می آید.

انسان وقتی گناهی مرتکب می‌شود، وجدان اخلاقی او را مورد ملامت و سرزنش قرار می‌دهد و با ضربات پی‌گیر خود بر روح و فطرت، آرامش روحی را از صاحب آن می‌گیرد که قرآن نام آن را«نفس لوّامه» می‌گذارد. پشیمانی و ندامت که از تلاش و کوشش همین نفس حاصل می‌شود، آرامش خاطر را از گنهکار می‌گیرد.

حضرت علی(علیه السلام) می‌فرماید:«و من لم یعدل نفسه عن الشّهوات خاض فی الحسرات و سبح فیها؛ کسی که خود را از شهوات سرزنش نکند در دریای حسرت و اندوه در افتد و در آنها دست و پا زند».5

و همچنین آن حضرت می‌فرماید:«و کم من شهوة ساعة قداورثت حزناً طویلاً؛ چه بسا یک ساعت لذت مایه اندوه و غصه دراز مدت می‌گردد».6

 

4. مانع شرم و حیاست

اگر غرایز طغیان کند، پرده شرم و حیا دریده می‌شود و انسان بدون شرم و حیا و بی‌باک از رسوایی و تنفر عمومی، به موجودی خطرناک تبدیل می‌شود.

فضائل اخلاقی کنترل کننده انسان و دور کننده او از گناه است، فرد گناهکار با انجام پی در پی گناه، فضائل را یک به یک از دست می‌دهد و به شخص بی‌شخصیت و لا ابالی تبدیل می‌گردد. حضرت علی (علیه السلام) در دعای کمیل می فرماید:«اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم؛ خدایا! بیامرز گناهانی که پرده‌ها را می‌درد».

لطف حـق با تـو مـداراها کـند
چون که از حد بگذرد رسوا کند

امام سجاد (علیه السلام) در حدیثی گناهانی که پرده دری می‌کنند را اینگونه برشمارد:

«الذنوب التی تهتک العصم:شرب الخمر…؛ شراب خواری، قماربازی، گفتن سخنان لغو و بیهود برای خنداندن دیگران، گفتن عیب دیگران و همنشینی با مردم بدنام و… از گناهانی است که پرده دری می‌کنند».7

 

5. مانع طول عمر می‌شود

اگر چه مرگ در اختیار انسان نیست، لیکن اعمال ما در طولانی شدن یا کوتاه شدن عمر ما دخالت دارند؛ یعنی اعمال و رفتار ما در زندگی ما تأثیر می‌گذارند.

حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: «اعوذ باللّه من الذنوب الّتی تعجّل الفناء؛ از گناهانی که در نابودی شتاب می‌کنند به خدا پناه می‌برم».8

بعضی کارها از قبیل: قطع رحم، قسم دروغ، سخنان دروغ، آزردن پدر و مادر و… عمر را کوتاه و کارهایی از قبیل: صدقه پنهانی، نیکی به پدر و مادر و صله رحم و… عمر را طولانی می‌کنند.

حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: «اعوذ باللّه من الذنوب الّتی تعجّل الفناء؛ از گناهانی که در نابودی شتاب می‌کنند به خدا پناه می‌برم»

 

6. باعث تغییر نعمت می‌شود

حضرت علی (علیه السلام) در دعای کمیل می‌فرماید:

«اللهم اغفر لی الذنوب الّتی تغیر النعم؛ خدایا! بیامرز گناهانی را که باعث تغییر نعمت‌ها می‌شوند».

یکی از حقایقی که آیات قرآن از آنها پرده برداشته، ارتباط میان اعمال ما و حوادث و اتفاقاتی است که در خارج رخ می‌دهد. اگر ملتی به گناه آلوده شود، خداوند نعمت‌ها را یا به نقمت تبدیل می‌کند و یا آنها را از آن ملت می‌گیرد.
سبک شمردن گناه

آیات قرآن و روایات معصومین ـ علیهم السلام ـ گرفتن نعمت را به گناه بندگان نسبت می‌دهند، خداوند می‌فرماید: «أَوَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنظُرُوا كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِی الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ ؛ آیا در زمین گردش نمی‌کنید تا بنگرید که چگونه بود سرانجام کسانی که پیش از ایشان بودند و نیرو و آثارشان در زمین بیش از اینها بود و خدا آنها را به گناهانشان برگرفت».(سوره غافر، آیه 21)

و امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «و ما انعم اللّه علی عبد نعمة فسلبها ایاه حتی یذنب ذنباً یستحق بذلک السَّلب؛ خداوند نعمتی به بنده‌ای نداده تا از او بگیرد،جز آنکه گناهی انجام دهد که به سبب آن، نعمت از او گرفته شود.»9

حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «ما جفت الدموع الاّ لقسوة القلوب و ما قست القلوب الالکثرة الذنوب؛ اشک چشم‌ها نخشکید مگر به خاطر قساوت دل‌ها و دل‌ها سخت نشد، مگر بخاطر گناهان».10

 

آثار گناه بر جسم

امام صادق (علیه السلام) : هیچ رگی نزند و پائی به سنگ نخورد و سر درد و مرضی پیش نیاید مگر به جهت گناهی که انسان مرتکب شده و برای همین است که خدای عزوجل در قرآن میفرماید : هر مصیبتی که به شما می رسد برای کاری است که به دست خود کرده اید و خدا از بسیاری ( از معصیت ها ) هم گذشت میکند ( سوره شوری ، آیه 30 )

سپس امام (علیه السلام) فرمودند : آنچه خدا از آن می گذرد از آنچه از آن مواخذه میکند بیشتر است. ( شرح : یعنی آن گناهانی که خدا از آن می گذرد بیشتر است از آن گناهانی که خدا بوسیله آن گناه عذاب می کند .) (اصول کافی ، جلد 3 صفحه 370)

 

نتیجه گیری :

نکته آخر این که رفتار و گفتار و نیات انسان دارای پیامدی است که یا در این دنیا و یا در جهان آخرت دامنگیر انسان می‌شود.


گر مراقب باشی و بیدار تو

بینی هر دم پاسخ کردار خود

برای رسیدن به آرامش راحت نفس بکش!

 


 

 تنفس مساله ی بسیار حساسی است، عوامل زیادی باعث می شود که نتوانیم به درستی تنفس کنیم؛ مانند آلودگی هوا، استرس های روزانه، اتفاقات و حوادث، مشکلات عاطفی، اضطراب و غیره. 

اگر ندانید چگونه تنفس طبیعی انجام دهید، احساس خستگی می کنید و روحیه تان خراب می شود. اما چنانچه تمرین های تنفس کامل را انجام دهید و بتوانید شیوه ی تنفس خود را اصلاح کنید، حتی در موقعیت های تنش زا نیز می توانید به احساس خوبی برسید یا حداقل تنش ها را بهتر مهار و کنترل کنید.

تنفس کامل و مناسب پدیده ای غیر طبیعی نیست بلکه روشی است که با نهاد و طبیعت بدن ما سازگاری دارد. تنفس کامل روشی است که نوزادان در نواحی شهری و نیز بزرگسالان در نواحی دور از هیاهوی شهر به طور طبیعی و عادی آن را انجام می دهند؛ اما انسان متمدن به روش های غیر طبیعی و غلط تنفس عادت کرده است.

نفس کشیدن کامل، الزاماً به معنی پُر کردن ریه ها از هوا نیست، بلکه در این روش می توان هوای دمی و بازدمی را به دلخواه بین نواحی مختلف، ریه ها توزیع و تنظیم کرد.

بهره گیری از روش تنفس مناسب، شما را در برابر ابتلا به عفونت های دستگاه تنفس و حتی سرماخوردگی های معمولی مصون می کند و مقاومت بدن را در برابر بیماری ها بالا می برد. از طرفی کارایی و کیفیت خون به میزان اکسیژن موجود در آن بستگی دارد. اگر در اثر تنفس نادرست اکسیژن کافی در اختیار خون قرار نگیرد، مواد سمی ناشی از سوخت و ساز بدن در آن انباشته می شود.

همان گونه که می دانید تمام سلول های بدن انسان برای دریافت مواد مورد نیاز خود به خون وابسته اند و باقی ماندن مواد سمی در خون، تمام بدن را تحت تاثیر قرار می دهد، از این جهت تنفس کامل در پاک سازی کلی بدن، نقش مهمی دارد. حتی دستگاه گوارش نیز از بخش هایی است که در اثر تنفس نادرست آسیب می بیند؛ زیرا فرآیند هضم و جذب مواد غذایی به اکسیژن نیاز دارد.

دستگاه عصبی شامل مغز و نخاع و رشته های عصبی، از بخش های مهم تری هستند که در اثر تنفس نادرست و محرومیت از اکسیژن آسیب می بینند. حتی عملکرد جنسی انسان نیز به کارکرد صحیح سیستم اعصاب پاراسمپاتیک وابسته است و ناتوانی جنسی نیز می تواند یکی از پیامدهای عادت کردن به روش های نادرست تنفس باشد.

هنگام دم کامل، دیافراگم منقبض می شود و به کبد، معده و سایر احشای شکمی فشار ملایمی وارد می کند و در واقع به نوعی آن ها را ماساژ می دهد که با بهبود گردش خون اعضای گوارشی، به نوبه ی خود در سلامت کارکرد این اعضا موثر است. به عبارت دیگر، با تنفس کامل دیافراگمی می توان اعضای شکمی را به نوعی ورزش داد.

 

تنفس ناسالم

اغلب افراد به هنگام تنفس کردن مرتکب سه اشتباه می شوند، که عبارت هستند از:

تنفس کم عمق، تنفس بیش از اندازه سریع و تنفس وارونه.

بنابراین ساده ترین راه حل این است که آرام تر، عمیق تر و درست تر نفس بکشیم. اما تنفس وارونه نیاز به کمی توضیح دارد. بهترین راه برای اطلاع از تنفس صحیح، نگاه کردن به تنفس نوزادان و کودکان است. بچه ها وقتی نفس می کشند، به هنگام عمل دم شکم شان بالا می آید و گرد می شود. عضلات شکم کودک نرم است؛ به طوری که هوا می تواند به راحتی به عمق ریه های او برسد. وقتی تنفس کردن ناسالم بزرگسالان را تماشا می کنید، درست عکس این حالت است. به همین دلیل است که آن را تنفس وارونه می نامند. اغلب بزرگسالان هنگام دم شکم شان را سفت می کنند و در این حالت تنفس، شکم مانع پُر شدن ریه ها از هوا می شود. حتی بازدم شان را ناقص انجام می دهند که همه این ها به خاطر استفاده وارونه از عضلات دیافراگمی است.

 

تنفس سالم

تنفس سالم و درست، سه مرحله دارد: شروع، میانه، اوج(به هنگام بازدم این ترتیب برعکس می شود) که در حالت های دم و بازدم توضیح داده می شود.

 

عمل دم

در شروع عمل دم، شکم در حالت آرامش قرار می گیرد. این کار دیافراگم را صاف می کند قبل از حرکت سینه، شکم قدری بزرگ و منبسط می شود و فضایی را فراهم می سازد تا هوا، بخش های تحتانی ریه های شما را پُر کند. عمل دم در میانه ی راه خود، عضلات سینه را منبسط می کند و در نتیجه قفسه سینه بزرگ می شود قفسه سینه به سمت بالا حرکت می کند، زیرا هوا بخش میانی ریه ها را پُر می کند. در بخش اوج عمل دم، استخوان ترقوه به سمت بالا حرکت می کند و شانه ها حالت آرام به خود می گیرند و کمی عقب می روند. هوا بخش های فوقانی ریه ها را پُر می کند.

 

عمل بازدم

در شروع عمل بازدم، استخوان های ترقوه پایین می افتند و شانه ها کمی به سمت جلو متمایل می شود. در میانه ی بازدم عضلات سینه به حالت آرام درآمده و قفسه ی سینه به سمت پایین حرکت می کند و در هر سه بُعد باریک می شود.

البته هرگز توصیه نمی شود به هنگام تنفس به جزییات تا این اندازه توجه کنید؛ با این حال چند دقیقه ای دقت به تنفس و جزییات آن مفید است.

 

تمرین های تنفس

در ادامه ی مطالب، تمرین های زیر، شما را با چگونگی انجام بهتر تنفس کامل آشنا می کند:

تمرین اول:

در این تمرین آموزش اولیه ارائه می شود. به هنگام بازدم، هوای درون ریه های خود را به بیرون بدمید؛ البته بدون فشار زیاد آن قدر مکث کنید که بدن تان به شما بگوید به تنفس بعدی احتیاج دارید. مهم نیست دو ثانیه مکث کنید یا مثلا بیست ثانیه. حالا تا حدی که امکان دارد، هوا را به درون ریه های خود بکشید(دم بدون فشار زیاد) بار دیگر عمل بازدم را انجام دهید و آن قدر صبر کنید تا مجبور شوید دوباره تنفس کنید. این تمرین را به مدت یک دقیقه انجام دهید.

حالا از این تمرین بیرون بیاید(استراحت) و بدن خود را وارسی کنید. آیا تغییری در خستگی، تنش و مه آلوده بودن ذهن تان به وجود آمده است؟ اگر تغییری را احساس نکرده اید چند دقیقه دیگر این تمرین را انجام دهید. اما نباید به شما فشاری وارد شود؛ یعنی دم و بازدم را با فشار انجام ندهید.

اگر این تمرین را به درستی انجام دهید، در پایان همیشه احساس آرامش جسمی و ذهنی بیشتری خواهید داشت. به راحتی و ساده بودن تمرین بیشتر توجه داشته باشید و نگران کامل و صد در صد درست انجام دادن آن نباشید.

 

تمرین دوم:

1- راست بنشینید و ستون فقرات در یک امتداد باشد. به بدن خود هیچ فشاری وارد نکنید و آرامش را در عضلات بدن تجربه کنید. سپس آهسته و پیوسته از راه سوراخ های بینی خود دم بگیرید؛ به گونه ای که ابتدا بخش های پایینی ریه ها از هوا پُر شود. نشانه این حالت آن است که پرده دیافراگم(که محتویات قفسه سینه را از احشای شکمی جدا می کند)، به قسمت پایین رانده می شود و با قدری فشار، عضلات جدار شکم را به بیرون برجسته می کند. در ادامه با اتساع بخش های تحتانی قفسه سینه و دنده های پایینی، قسمت میانی ریه ها را پُر کنید و سرانجام با برآمده کردن قسمت فوقانی سینه و بالا کشیدن دنده های بالایی، بخش های فوقانی ریه ها را از هوا پُر کنید. در حالت اخیر بخش تحتانی شکم اندکی به داخل کشیده خواهد شد که به پُر شدن بخش فوقانی ریه ها کمک می کند. فراموش نکنید که در این تمرین بایستی دم روندی پیوسته و آرام داشته باشد و نباید پُر کردن سه بخش مختلف ریه در سه حرکت جداگانه انجام شود. همچنین از انجام دم های تکانه ای به شدت بپرهیزید.

2- دم را به مدت چند ثانیه حبس کنید(تا آن جا که مقدور باشد و بدون اجبار و فشار زیاد باشد).

3- به آرامی نفس خود را بیرون دهید؛ به گونه ای که قفسه سینه در وضعیتی پایدار قرار داشته باشد و هم زمان با خروج هوا از ریه ها، شکم اندکی داخل کشیده شود. وقتی هوای موجود در ریه ها خارج شد، قفسه ی سینه و شکم خود را آرام کنید. با اندکی تمرین می توان بر این تکنیک تسلط پیدا کرد و آن را به طور خودکار و عادتی انجام داد. برای انجام بهتر تمرین دوم می توانید رو به روی یک آینه ی بزرگ بنشینید و دستان خود را آرام روی شکم قرار دهید تا حرکات را بهتر احساس کنید. هنگام انجام این تمرین بهتر است گاهی در پایان دم، شانه ی خود را بلند کنید، به طوری که بر اثر بالا آمدن ترقوه کوچک ترین بخش قسمت فوقانی ریه نیز از هوا بی نصیب نماند.
 

تمرین سوم:

این تمرین در یوگا، تنفس پاک کننده نامیده می شود؛ چرا که ریه ها را پاک و به اعضای دستگاه تنفسی سلامت می بخشد. این نوع تنفس به ویژه برای سخنرانان و خوانندگان آواز در پایان کارشان مفید می باشد. اگر احساس می کنید ریه های تان به پاکسازی نیاز دارد، از این روش استفاده کنید تمرین فوق در مراحل زیر انجام می شود.

1- یک دم عمیق بگیرید.

2- دم خود را به مدت چند ثانیه حبس کنید.

3- لبان خود را همانند زمانی که می خواهید سوت بزنید جمع کنید، اما گونه ها را از هوا پُر نکنید. سپس مقداری از هوا را از طریق لب های خود با فشار خارج کنید. پس از لحظه ای درنگ بار دیگر مقداری از هوا را با همین روش بیرون دهید. این کار را به همین صورت ادامه دهید تا تمام هوای موجود در ریه ها خارج شود. این نوع تنفس برای رفع خستگی موثر است.

البته تمرین های دیگری نیز وجود دارد که ارائه ی همه آن ها در این مقاله مقدور نیست؛ مانند تمرین های تنفسی افزایش توان عصبی و پویایی کلی بدن یا تنفس تقویت صوتی که به زیباسازی و انعطاف پذیری صدا کمک می کند. روانشناسان نیز در روش ایمن سازی استرس(مانند اختلال P.T.S.D و هراس) از بازآموزی تنفسی به همراه تکنیک آرام سازی استفاده می کنند که با تاکید بر حرکات دیافراگم(نه صرفا ماهیچه های قفسه سینه) به مراجعین، آموزش داده می شود. درمانگر، اشتباهات او را اصلاح می کند و نحوه ی تمرین درست را مورد بررسی قرار می دهد.

 

احساس شادابی با تنفس روزانه

نشانه های بی تعادلی اکسیژن، یعنی خستگی مزمن، اضطراب، بدخوابی و... به قدری شایع هستند که بسیاری فکر می کنند تجربه کردن آن ها عادی و طبیعی است؛ اما چند روز بعد از انجام تمرین ها به این نتیجه می رسند که آن چه قبلا طبیعی احساس می کردند، ناشی از عادت بد بوده است. ناگهان تحولی در شما ایجاد می شود و حالت های زیر را احساس می کنید:

* روشنی ذهن، تمرکز و دقت، به جای مه آلوده بودن آن، آرامش به جای اضطراب، شادابی به جای خستگی.

* احساس غنی و سرشار بودن تنفس و احساس سلامتی به جای ضعف جسمانی.

البته همه چیز بستگی به شما دارد. تمایل شما به انجام تمرین ها است که این اتفاق خوشایند را به وجود می آورد.

تمرین ها را می توانید صبح ها و یا هر وقت و زمانی از روز که احساس نیاز کردید، انجام دهید. با این حال اجرای تمرین تنفسی صبح یا عصر و قبل از مصرف وعده غذای اصلی توصیه می شود.

با ایجاد سکوت، فکر خود را در لحظه ای که هستید متمرکز کنید. به صدای این سکوت گوش کنید و فقط اسیر نفس های خود باشید. وقتی به صدای تنفس خود فکر می کنید نه چیز دیگر، وقتی صدای آمد و رفت آن را می شنوید، وقتی بر این باوریم که همه ما انسان ها در نفس هایی که می کشیم سهیم هستیم، آن گاه جز آرامش و خوشبختی برای یکدیگر چیزی نمی خواهیم و برای این نعمت نفس کشیدن و نعمت های دیگر، خدا را شکر می کنیم

چشمه ای بارنگهای شگفت انگیز

پارک ملی یلو استون در امریکا نخستین پارک ملی جهان و شگفت انگیز ترین مناطق زمین محسوب می‌گردد که شهرتش را مدیون حیات وحش و ویژگی‌های انرژی زمین‌گرمایی خود و به خصوص جلوه محبوب آن، آبفشان الد فیثفول است. این پارک ملی دارای اکوسیستم‌های متنوعی است که جنگل‌های کوهستانی آن اکوسیستم غالب را شکل می‌دهد.

یکی از مناظر خیره کننده در پارک ملی یلو استون، چشمه آب گرم آنست. درون این چشمه آب گرم زیبا باکتری های مختلفی زندگی میکنند و تجمع آنها در سطوح مختلف باعث ایجاد رنگ های فوق العاده ای در اطراف چشمه شده است که انگار آب در رنگ های شگفت انگیزی نقاشی شده است
.











بدون شرح طنز











 

ادامه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

افسانه عشق و جنون

 

روزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.
 
ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛.
مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند
 
دیوانگی فورا" فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم.
و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.
 
دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به  شمردن ....یک...دو...سه...چهار...

 

همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛

 

لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛
 
خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛
 
اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛
 
هوس به مرکز زمین رفت؛
 
دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛
 
طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد.
 
و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه...هشتاد...هشتاد و یک...
 
همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد. و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است.
 
در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید.
نود و ینج ...نود و شش...نود و هفت... هنگامیکه دیوانگی به صد رسید, عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد.
 
دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام.
 
اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود؛ زیراتنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود.
 
دروغ ته چاه؛ هوس در مرکز زمین؛ یکی یکی همه را پیدا کرد جز عشق.
 
او از یافتن عشق ناامید شده بود.
 
حسادت در گوشهایش زمزمه کرد؛ تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است.
 
دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد ان را در بوته گل رز فرو کرد. و دوباره، تا با صدای ناله ای متوقف شد .
 
عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش   صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد.
شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند.
او کور شده بود.
 
دیوانگی گفت « من چه کردم؛ من چه کردم؛ چگونه می تواتم تو را درمان کنم.»
 
عشق یاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی؛ راهنمای من شو.»
 
و اینگونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست.

تست هوش

سلام بچه ها big hug

یه تست هوشی ساده اما پیچیده!؟ cowboy

آماده اید؟ applause

خوب هواستون و جمع کنید ها !whistling

.

.

.

.

.

.

.

.

5 = 1
25 = 2
125 = 3
625 = 4 

 5 = ؟

.

.

.

.

.
برای مشاهده جواب ادامه مطلب بزنیدthumbs down
ولی قبل از آن که جواب را ببینید، دوباره فکر کنیدthinking

ادامه نوشته

راه حل ساده رفع بوی بد کولرهای آبی

در فصل گرم سال کولرها نقش مهمی در کاهش دمای داخلی ساختمانها دارند و امسال با توجه به گرانی بی سابقه برق و اخطار وزارت نیرو که جز مناطق جنوبی ایران برق مصرفی کولرهای گازی در سایر نقاط کشور گران بار خواهد آمد، بحث کولرهای سنتی یا همان کولر آبی داغ تر از سالهای قبل است.

یکی از آزاردهنده ترین چیزها در مورد این نوع کولرها معضل بوی بد کولر است. بویی شبیه آب مانده و لجن زده. در مورد کولرهای دارای پوشال و یا سلولزی هم این موضوع صدق میکند. اما رفع این اشکال خیلی ساده است. برای اینکه از دست این مشکل راحت شوید کافی است یکبار این موارد را انجام دهید.


1-این موضوع به نو و کهنه بودن پوشال ربطی ندارد اما اگر پوشال کولر پوسیده است آن را عوض کنید.


2-داخل سینی آب کولر یک استکان بزرگ وایتکس و یا شیشه شوی بریزید و پنجره های آن را در جای خود قرار دهید. حال بدون آنکه فن کولر را روشن کنید فقط پمپ آب را بزنید تا آب به جریان بیافتد و کاملا” آغشته سازی صورت گیرد. 30 دقیقه تا یک ساعت صبر کنید.


3-حال کاملا” آب سینی کولر را تخلیه نمایید و آن را بشویید و دوباره پر کنید.


4-داخل سینی کولر در حد نصف استکان وایتکس و یا مایع شیشه شوی بریزید.


5-هر 10 روز تا دو هفته یکبار در صورت نیاز آب سینی را تعویض و در حد نصف استکان شوینده به آن اضافه کنید.

 

خوب دیگر مشکلی با این بوی بد شما را آزار نخواهد داد.
اما نکات مهم :

1-از شوینده های کف کننده مانند تاید و مایع ظرفشویی استفاده نکنید که کف همه جا را بر میدارد. فقط وایتکس، شیشه شوی و یا مایعهای تمیزکننده سطوح

2-در افزودن این مایعات به آب داخل کولر زیاده روی نکنید.

3-از جوهر نمک و شوینده های قوی به هیچ وجه بهره نگیرید چون فلز بدنه کولر را نابود میکنند.
با انجام این کار بدون انکه کولر شما صدمه ببیند هم از بوی نامطبوع راحت می شوید و هم نیازی به استفاده مکرر از جرم گیر کولر نخواهید داشت.

10 حقیقت عجیب درباره مغز

انسانها یک ساعت از روز در تاریکی زندگی می کنند

مغز انسان به عنوان مرکز سیستم عصبی یکی از پیچیده ترین بخشهای بدن انسان است که شاید به جرات بتوان گفت این اندام تا کنون بیشترین اسرار بیولوژیکی بدن انسان را در خود نهفته و دانشمندان برای درک بسیاری از این اسرار همچنان در حال مطالعه و توسعه ابزارهای جدید مطالعاتی هستند.

شبکه بی بی سی در سری برنامه های خود با عنوان "درون بدن انسان" بر روی این اندام تمرکز کرده و حقایق شگفت انگیزی را از مغز تودرتوی انسان آشکار کرده است:

 

• مغز انسان به اندازه ای پیچیده است که بالغ شدن آن 20 سال زمان خواهد برد.
 

• جنین انسان درون رحم می تواند در هر ثانیه هشت هزار سلول جدید به وجود بیاورد.
 

• در لحظه ای که انسان متولد می شود، تمامی سلولهایی که برای یک عمر زندگی به آنها نیاز دارد را در اختیار دارد.
 

• مغز انسان پیچیده ترین پدیده ای است که تا کنون در جهان هستی شناسایی شده است.
 

• نوزادان می توانند پس از گذشت چند ساعت از زمان تولد خود، صورت مادرشان را شناسایی کنند.
 

• جنین درون رحم از قدرت بینایی برخوردار است اما همه چیز را سیاه و سفید می بیند، چشم جنین به اندازه ای حساس است که می تواند نور به شدت ضعیفی که از میان شکم مادر به درون نفوذ می کند را ببیند.
 

• انسان در دقیقه 20 بار پلک می زند که هر پلک زدن نیم ثانیه زمان نیاز دارد. با روی هم گذاشتن این دقایق می توان گفت انسانها یک ساعت در روز را در تاریکی سر می کنند.
 

• هر سلول مغزی با سلول مغزی دیگر در حدود 10 هزار اتصال برقرار می کند.
 

• فراگرفتن حفظ تعادل و سازگار کردن اندامهای بدن با یکدیگر به اندازه ای پیچیده است که تعداد سلولهای موجود در مناطقی از مغز که به این کار اختصاص دارد، برابر مابقی سلولهای باقیمانده در دیگر نواحی از مغز است.
 

• غواصان جوان در تایلند به مردمکهای چشمهای خود یاد داده اند تا در زیر آب برای تمرکز بر روی اجسام به جای بزرگتر شدن، منقبض شوند. همه کودکان می توانند این مهارت را از سنین بسیار کوچکی بیاموزند.

تصویر راه شیری در اصفهان

زیباترین تصاویر رقابت بهترین عکسهای آسمان شب 2011 انتخاب شدند که در میان این تصاویر دو عکس از کهکشان راه شیری بر فراز اصفهان پایتخت فرهنگی ایران نیز خودنمایی می کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، نتایج رقابت بهترین عکسهای آسمان شب 2011 که انجمن بین المللی "دنیا در شب" برگزار می کند اعلام شد.

در این رقابت، تصاویری شگفت انگیز از آسمان شب زمین دیده می شوند که هرچند بسیاری از آنها به نظر می رسند عکسهای سورئالیستی باشند اما همگی واقعی هستند.

این تصاویر که در طول یکسال گذشته گرفته شده اند نشان می دهند از زمانی که خورشید ناپدید می شود در آسمان زمین چه منظره ای پدیدار می شود.

هدف از برگزاری این رقابت بین المللی ایجاد پلی میان طبیعت و دنیاهای ساخته شده به دست انسان است.

براساس گزارش دیلی میل، در میان این تصاویر بی نظیر، دو عکس از "مهدی مومن زاده" توانسته است رتبه دوم در مقوله "ضد نور" را از آن خود کند.

این دو عکس دیدنی که " راه شیری اصفهان" نام دارند منظره ای زیبا از آسمان شب مرکز ایران را به تصویر کشیده اند.

 

 

خیره کننده
"راه شیری اصفهان"
عکسی از مهدی مومن زاده برنده جایزه دوم مقوله "ضد نور" رقابت بهترین عکسهای آسمان شب 2011 
در این تصویر دیدنی، قوس راه شیری بر فراز مرکز ایران به زیبایی نشان داده شده است درحالی که در شمال شرقی، نور شهر تاریخی اصفهان خودنمایی می کند
 
 
 
 
در پیچ و خمهای باد
این عکس هم که "راه شیری اصفهان" نام دارد را مهدی مومن زاده از پایتخت فرهنگی ایران گرفته است
این عکس نیز رتبه دوم مقوله ضدنور را از آن خود کرد
 
 
 
 
آسمانهای درخشان
"بن کانالز"، با تصویری از ابرهای آسمان اورگان در آمریکا رتبه پنجم مقوله ضد نور را به دست آورد
 
 
 
 
"گرنت کای" در سکوی پنجم مقوله زیبایی آسمان شب را به خاطر این تصویر بارش ستاره ای بر فراز دریاچه "مونو" در کالیفرنیا ایستاد
 
 
 
 
خوش منظر
"زیبایی آسمان جنوبی" را "لوک پرو" گرفته و رتبه سوم مقوله "زیبایی آسمان شب" را از آن خود کرده است
نواری از قوس راه شیری بر فراز آتشفشان "پیتون د لا فورنائیز" در جزیره "ری یونیون"
 
 
 
 
 کوهها و دره ها
آلپ در شب
تصویری است که "توماس کورات" در نزدیکی دریاچه "ترائونسی" در اتریش گرفته است
این عکس توانست جایزه نخست مقوله ضد نور را به دست آورد
 
 
 
 
 شفق قطبی
"شب پرستاره در ایسلند" عکسی است که "استفان وترز" گرفته و برنده جایزه اول مقوله "زیبایی آسمان شب" شده است
قوس نورهای شفق قطبی بر فراز وسیعترین دریاچه یخی در ایسلند
 
 
 
 
 دیوار بزرگ در شب
این زیبایی شرقی در "شیائوهوا" در چین نشان می دهد که فضا از دیوار بزرگ چین چگونه دیده می شود
 
 
 
 
 بر روی افق
رتبه سوم مقوله "ضد نور" تصویری با عنوان "شبهای آسمان لیزبون" از "میگوئل کلارو" است
این عکس بر روی "پل 25 آوریل" در لیزبون پرتغال گرفته شده است
 
 
 
زهره بالای جزیره "ری یونیون"
"لوک پرو"، نور خیره کننده زهره (ونوس) در این چشم انداز پانورامیک کوهستانی از پارک ملی جزیره "ری یونیون" را گرفته است
این عکس رتبه چهارم مقوله "ضد نور" را از آن خود کرد

سرد تمام لحظه هام

سرد تمام لحظه هام                                      پاییز باغچه تنم

 بی تو نفس نمی کشم                                   هر لحظه من جون میکنم

رفتی سفر چه آروم                                     نگفتی یاری داری

نگفتی پشت این در                                    چشم انتظاری داری

کاشکی میشد که یک شب                            مهمون خواب من شی

حتی واسه یه لحظه                                   رویای ناب من شی

                     دیدار ما عزیزم باشه واسه قیامت

اما بدون به دوریت                                    هرگز نکردم عادت

                      نداره راه برگشت این سفر همیشه

غصه بی تو بودن                                    هیچ وقت تمام نمیشه

هنوزم که هنوزه                                     دلم هواتو داره

                      گوشه کنار خونه تورا یادم میاره

10 فرمان !

 

در روزگاران قدیم انسانها بسیار به هم ظلم کردندو سیاهی
و تباهی به نهایت خود رسید .
تا اینکه کتیبه ای از سوی پروردگارشان بر آنان نازل شد !

 
ده فرمان :
1-   هیچ انسانی ، انسان دیگر را نکُشد .
2-   هیچ انسانی ، به انسان دیگر تجاوز نکند .
3-   هیچ انسانی ، به انسان دیگر دروغ نگوید .
4-   هیچ انسانی ، به انسان دیگر تهمت نزند .
5-   هیچ انسانی ، از انسان دیگر غیبت نکند .
6-   هیچ انسانی ، مال انسان دیگر را نخورد .
7-   هیچ انسانی ، به انسان دیگر زور نگوید .
8-   هیچ انسانی ، بر انسان دیگر برتری نجوید .
9-   هیچ انسانی ، در کار انسان دیگر تجسس نکند .
10-   هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد !
 
 
پس از آن سالیان سختی بر شیطان و همدستانش گذشت ،
تا اینکه روزی شیطان ، چاره ای اندیشید .

 

او گفت :
ای دوستان ، کلمه ای یافته ام که بسیار از او بیزارم
اما به زودی با افزودن تنها همین یک کلمه به ده فرمان ، همه چیز
را به سود خودمان ، تغییر خواهم داد و ده فرمان چنین شد :
 
 
 
 
1-   هیچ انسانی ، انسان  مؤمن دیگر را نکُشد .
2-   هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تجاوز نکند .
3-   هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر دروغ نگوید .
4-   هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تهمت نزند .
5-   هیچ انسانی ، از انسان مؤمن دیگر غیبت نکند .
6-   هیچ انسانی ، مال انسان مؤمن دیگر را نخورد .
7-   هیچ انسانی ، به انسان مؤمن  دیگر زور نگوید .
8-   هیچ انسانی ، بر انسان مؤمن دیگر برتری نجوید .
9-   هیچ انسانی ، در کار انسان مؤمن دیگر تجسس نکند .
10-   هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد ! مگر اینکه بسیار مؤمن باشد !

 
و اینک ای دوستان
به سوی انسانها بروید و به وسوسه بپردازید
و کاری کنید که هیچ کس ، هیچ کس را مؤمن نپندارد ،
جز آنان که از دنیا رفته اند .

تست شخصیت شما از روی سن

روان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :

فرض می کنیم که شما متولد 29 اردیبهشت 1364 هستید.اردیبهشت ماه دوم (2) سال است پس :

>>><<<

به مثال بالا دقیق توجه کنید تا بتوانید سن خود را حساب کنید

شماره تولد 9 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.

تفسیر اعداد:

1- خالق و مبتکر:

''یک'' ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال ''یک'' ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که ''بهترین'' باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.

2- پیام آور صلح :

''دو'' ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.

3- قلب تپنده زندگی :

'' سه '' ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.

4- محافظه کار :

''چهار'' ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.

5- ناهماهنگ با جماعت :

''پنج'' ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.

6- رمانتیک و احساساتی :

'' شش'' ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.''شش'' ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.

7- عاقل و خردمند :

''هفت'' ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!

8- آدم کله گنده :

''هشت '' ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند.

۹- اجرا کننده و بازیگر :

''نه '' ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ كـس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابن

مطالب آموزنده


بایدها و نبایدهای سه گانه در زندگی
زیبــــا و آموزنده


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند

Dreams
رویاها

Success
موفقیت ها

Fortune
شانس

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

hree things in life that, one gone never come back
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند

Time
زمان

Words
گفتار

Opportunity
موقعیت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in human life are destroyed
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند

Alcohl
الکل

Pride
غرور

Anger
عصبانیت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things that humans make
سه چیز انسانها را می سازند

Hard Work
کار سخت

Sincerity
صمیمیت

Commitment
تعهد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that are most valuable
سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند

Love
عشق

Self-Confidence
اعتماد به نفس

Friends
دوستان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند

Peace
آرامش

Hope
امید

Honesty
صداقت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

And how beautiful these three important things
in life perspective Dr.Ali Shariati stated
و چه زیبا این سه چیز مهم در زندگی از دیدگاه دکتر علی شریعتی بیان شده

Do not rely on three things never
به سه چیز هرگز تکیه نکن

Pride
غرور

Lie
دروغ

Love
عشق

Gallop is human with pride
انسان با غرور می تازد

Be lost with telling lies
با دروغ می بازد

And dies with love
و با عشق می میرد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Happiness in our lives has three primary
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است

Experience Yesterday
تجربه از دیروز

Use Today
استفاده از امروز

Hope Tomorrow
امید به فردا

Ruin our lives is the three principle
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

Regret Yesterday
حسرت دیروز

Waste Today
اتلاف امروز

Fear of Tomorrow
ترس از فردا

داستان طلاق

به نام خدا

  

اون شب دیگه هیچ صحبتی نکردیم و اون دایم گریه می کرد و مثل باران اشک

    می ریخت, می دونستم که می خواست بدونه که چه بلایی بر سر عشق مون

    اومده و چرا؟

   اما به سختی می تونستم جواب قانع کننده ای براش پیدا کنم, چرا که من دلباخته

    یک دختر جوان به اسم"دوی" شده بودم و دیگه نسبت به همسرم احساسی

    نداشتم.

   من و اون مدت ها بود که با هم غریبه شده بودیم من فقط نسبت به اون احساس

    ترحم داشتم. بالاخره با احساس گناه فراوان موافقت نامه طلاق رو گرفتم, خونه,

    سی درصد شرکت و ماشین رو به اون دادم. اما اون یک نگاه به برگه ها کرد و بعد

    همه رو پاره کرد.

   زنی که بیش از ده سال باهاش زندگی کرده بودم تبدیل به یک غریبه شده بود و

    من واقعا متاسف بودم و می دونستم که اون ده سال از عمرش رو برای من تلف

    کرده و تمام انرژی و جوانی اش رو صرف من و زندگی با من کرده, اما دیگه خیلی

    دیر شده بود و من عاشق شده بودم.

   بالاخره اون با صدای بلند شروع به گریه کرد, چیزی که انتظارش رو داشتم. به نظر

    من این گریه یک تخلیه هیجانی بود.بلاخره مسئله طلاق کم کم داشت براش جا

    می افتاد. فردای اون روز خیلی دیر به خونه اومدم و دیدم که یک نامه روی میز

    گذاشته! به اون توجهی نکردم و رفتم توی رختخواب و به خواب عمیقی فرو

     رفتم. وقتی بیدار شدم دیدم اون نامه هنوز هم همون جاست, وقتی اون

     روخوندم دیدم شرایط طلاق رو نوشته. اون هیچ چیز از من نمی خواست به جز

     این که در این مدت یک ماه که از طلاق ما باقی مونده بهش توجه کنم.

   اون درخواست کرده بودکه در این مدت یک ماه تا جایی که ممکنه هر دومون به

    صورت عادی کنار هم زندگی کنیم, دلیلش هم ساده و قابل قبول بود: پسرمون در

     ماه آینده امتحان مهمی داشت و همسرم نمی خواست که جدایی ما پسرمون رو

    دچار مشکل بکنه!

   این مسئله برای من قابل قبول بود, اما اون یک درخواست دیگه هم داشت: از من

     خواسته بود که بیاد بیارم که روز عروسی مون من اون رو روی دست هام گرفته

    بودم و به خانه اوردم. و درخواست کرده بود که در یک ماه باقی مونده از زندگی

    مشترکمون هر روز صبح اون رو از اتاق خواب تا دم در به همون صورت روی

     دست هام بگیرمو راه ببرم.

   خیلی درخواست عجیبی بود, با خودم فکر کردم حتما داره دیونه می شه.


   اما برای این که اخرین درخواستش رو رد نکرده باشم موافقت کردم.

   وقتی این درخواست عجیب و غریب رو برای "دوی"تعریف کردم اون با صدای

    بلند خندید گفت:
   به هر باید با مسئله طلاق روبرو می شد, مهم نیست داره چه حقه ای به کار

    می بره..



   مدت ها بود که من و همسرم هیچ تماسی با هم نداشتیم تا روزی که طبق شرایط

    طلاق که همسرم تعین کرده بود من اون رو بلند کردم و در میان دست هام

    گرفتم.


   هر دومون مثل آدم های دست و پاچلفتی رفتار می کردیم و معذب بودیم..


   پسرمون پشت ما راه می رفت و دست می زد و می گفت: بابا مامان رو تو بغل

    گرفته راه می بره.

   جملات پسرم دردی رو در وجودم زنده می کرد, از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و از

    اون جا تا در ورودی حدود ده متر مسافت رو طی کردیم.. اون چشم هاشو بست و

    به آرومی گفت: راجع به طلاق تا روز آخر به پسرمون هیچی نگو!

   نمی دونم یک دفعه چرا این قدر دلم گرفت و احساس غم کردم.. بالاخره دم در

    اون رو زمین گذاشتم, رفت و سوار اتوبوس شد و به طرف محل کارش رفت, من

    هم تنها سوار ماشین شدم و به سمت شرکت حرکت کردم.

   روز دوم هر دومون کمی راحت تر شده بودیم, می تونستم بوی عطرشو اسشمام

    کنم. عطری که مدتها بود از یادم رفته بود. با خودم فکر کردم من مدتهاست که به

    همسرم به حد کافی توجه نکرده بودم. انگار سالهاست که ندیدمش, من از اون

    مراقبت نکرده بودم.

   متوجه شدم که آثار گذر زمان بر چهره اش نشسته, چندتا چروک کوچک گوشه

    چماش نشسته بود,لابه لای موهاش چند تا تار خاکستری ظاهر شده بود!
   برای لحظه ای با خودم فکر کردم: خدایا من با او چه کار کردم؟!

   روز چهارم وقتی اون رو روی دست هام گرفتم حس نزدیکی و صمیمیت رو دوباره

    احساس کردم.

   این زن, زنی بود که ده سال از عمر و زندگی اش رو با من سهیم شده بود.

   روز پنجم و ششم احساس کردم, صیمیت داره بیشتر وبیشتر می شه, انگار دوباره

    این حس زنده شده و دوباره داره شاخ و برگ می گیره.

  من راجع به این موضوع به "دوی" هیچی نگفتم. هر روز که می گذشت برام آسون

    تر و راحت تر می شد که همسرم رو روی دست هام حمل کنم و راه ببرم, با خودم

 گفتم حتما عظله هام قوی تر شده. همسرم هر روز با دقت لباسش رو انتخاب

   می کرد. یک روز در حالی که چند دست لباس رو در دست گرفته بود احساس کرد

    که هیچ کدوم مناسب و اندازه نیستند.با صدای آروم گفت: لباسهام همگی گشاد

    شدند.
   و من ناگهان متوجه شدم که اون توی این مدت چه قدر لاغر و نحیف شده و به

    همین خاطر بود که من اون رو راحت حمل می کردم, انگار وجودش داشت ذره

    ذره آب می شد. گویی ضربه ای به من وارد شد, ضربه ای که تا عمق وجودم رو

    لرزوند.. توی این مدت کوتاه اون چقدر درد و رنج رو تحمل کرده بود, انگار جسم

    و قلبش ذره ذره آب می شد. ناخوداگاه بلند شدم و سرش رو نوازش کردم.. پسرم

    این منظره که پدرش , مادرش رو در اغوش بگیره و راه ببره تبدیل به یک جزئ

     شیرین زندگی اش شده بود.
   همسرم به پسرم اشاره کرد که بیاد جلو و به نرمی و با تمام احساس اون رو در

    آغوش فشرد.

   من روم رو برگردوندم, ترسیدم نکنه که در روزهای آخر تصمیم رو عوض کنم. بعد

    اون رو در آغوش گرفتم و حرکت کردم. همون مسیر هر روز, از اتاق خواب تا اتاق

    نشیمن و در ورودی..دستهای اون دور گردن من حلقه شده بود و من به نرمی اون

    رو حمل می کردم,

   درست مثل اولین روز ازدواج مون. روز آخر وقتی اون رو در اغوش گرفتم به

    سختی می تونستم قدم های آخر رو بردارم.

   انگار ته دلم یک چیزی می گفت: ای کاش این مسیر هیچ وقت تموم نمی شد.

     پسرمون رفته بود مدرسه, من در حالی که همسرم در اغوشم بود با خودم گفتم:
   من در تمام این سالها هیچ وقت به فقدان صمیمیت و نزدیکی در زندگی مون

    توجه نکرده بودم. 
 

   اون روز به سرعت به طرف محل کارم رانندگی کردم, وقتی رسیدم بدون این که

   درماشین رو قفل کنم ماشین رو رها کردم, نمی خواستم حتی یک لحظه در

    تصمیمی که گرفتم, تردید کنم.

   "دوی" در رو باز کرد, و من بهش گفتم که متاسفم, من نمی خوام از همسرم جدا

    بشم!

   اون حیرت زده به من نگاه می کرد, به پیشانیم دست زد و گفت: ببینم فکر

    نمی کنی تب داشته باشی؟


   من دستشو کنار زدم و گفتم: نه! متاسفم, من جدایی رو نمی خوام, این منم که

    نمی خوام از همسرم جدا بشم.

   به هیچ وجه نمی خوام اون رو از دست بدم.

   زندگی مشترک من خسته کننده شده بود, چون نه من و نه اون تا یک ماه گذشته

    هیچ کدوم ارزش جزییات و نکات ظریف رو در زندگی مشترکمون نمی دونستیم.


   زندگی مشترکمون خسته کننده شده بود

   نه به خاطر این که عاشق هم نبودیم بلکه به این خاطر که اون رو از یاد برده

    بودیم..

   من حالا متوجه شدم که از همون روز اول ازدواج مون که همسرم رو در آغوش

    گرفتم و پا به خانه گذاشتم موظفم که تا لحظه مرگ همون طور اون رو در آغوش

    حمایت خودم داشته باشم. "دوی" انگار تازه از خواب بیدار شده باشه در حالی

    که فریاد می زد در رو محکم کوبید و رفت.

   من از پله ها پایین اومدم سوار ماشین شدم و به گل فروشی رفتم.
   یک سبد گل زیبا و معطر برای همسرم سفارش دادم.
   دختر گل فروش پرسید: چه متنی روی سبد گل تون می نویسید؟
   و من در حالی که لبخند می زدم نوشتم :

   از امروز صبح, تو رو در آغوش مهرم می گیرم و حمل می کنم, تو روبا پاهای عشق

    راه می برم, تا زمانی که مرگ, ما دو نفر رو از هم جدا کنه.

    ************ ********* ********* ********* **
   جزئیات ظریفی توی زندگی ما هست که از اهمیت فوق العلاده ای برخورداره,

    مسائل و نکاتی که برای تداوم و یک رابطه, مهم و ارزشمندند.

   این مسایل خانه مجلل, پول, ماشین و مسایلی از این قبیل نیست.

   این ها هیچ کدوم به تنهایی و به خودی خود شادی افرین نیستند.

  پس در زندگی سعی کنید:

   زمانی رو صرف پیدا کردن شیرینی ها و لذت های ساده زندگی تون کنید.

   چیزهایی رو که از یاد بردید, یادآوری و تکرار کنید و هر کاری رو که باعث ایجاد

    حس صمیمیت و نزدیکی بیشتر و بیشتر بین شما و همسرتون می شه,

    انجام بدید..

   زندگی خود به خود دوام پیدا نمی کنه.

   این شما هستید که باید باعث تداوم زندگی تون بشید.


   اگر این داستان رو برای فرد دیگه ای نقل نکنید هیچ انفاق نمی افته, اما یادتون

    باشه که اگه این کار رو بکنید شاید یک زندگی رو نجات بدید .